چند روزی از وسطای تابستون میگذره! گرم ترین فصل سالم رسیده به نیمه دوم خودش!

                           

دیگه یواش یواش باید با تابستون خداحافظی کنیم.تابستون باهمه گرمای طاقت فرسایی که داره ولی برای من فصل قشنگیه!نمیدونم شاید بخاطر اینکه خودم توی این فصل به دنیا اومدم!!فرشتهچشمک

ولی همیشه نظرخوبی نسبت به این فصل دارم!گرچه تمامی فصلهای سال زیبان و هرکدوم قشنگیه خاص خودشون رو دارن.
ماه رمضون هم که مشابه مرداد ماه داره نیمه دوم خودش رو طی میکنه.چه زیباست تقارن ماه دوم تابستون با ماه رمضون!خیال باطل

این ماه قشنگ هم کم کم داره از پیشمون میره...ناراحت
حرم آقا(ع)هم که این روزا شلوغتر از همیشه ست.

مخصوصا به مناسبت شبهای قدر که از راه دور و نزدیک برای شب زنده داری میان اینجا...
حرم که میرم یه جورایی حسودیم میشه بهشون!به مردمی که از راه دور اومدن زیارت آقا.

با تمام وجود میرن زیارت.وقتی بهشون نگاه میکنم که دارن باآقا دردو دل میکنن احساس میکنم یک جوری حرف میزنن که انگار آخرین باره اومدن مشهد!

چه حس قشنگیه!خوش به حالشون!
یه فرقی که من مشهدی با اونا دارم اینه که من میدونم هر وقت اراده کنم و بخوام میتونم برم حرم و یا بقول بعضیا حرم سرجاشه!تکون نمیخوره!
بخاطر همینم شاید بعضی وقتها کوتاهی کنم توی رفتن به زیارت.

ولی آرامش حرم و صحن و سرای آقا آرامشیه که به نظر من هیچ جای دنیا قابل دست یافتن نیست...

مخصوصا وقتی با تو میرم حرم آقایی!قلب نمیدونی وقتی دستام تو دستته و توی حرم قدم میزنم!انگار دارم روی ابرا راه میرم!ماچ
چقدرهمیشه دوست داشتم با تو قدم بذارم توی بهشت آقا...
وحالا به آرزوم رسیدم!قلبماچقلب

ممنونم خداجون.ممنونم که منو به آرزوم رسوندی.

براتون دعامیکنم.برای همه اونایی که نگاهشون رو به آسمونه و دلشون پیش صحن و سرای آقا امام رضا(ع).
دعا میکنم خودتون بیاید و گفته های من براتون ثابت بشه.لبخند

بای بایبای بایبای بای