مهربانم،ای خوب؛ یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا بین آدم هایی که همه سرد و غریبند با تو،تک و تنها به تو می اندیشد. و کمی دلش از دوری تو دلگیر است.

مهربانم،ای خوب؛یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست: زیر این سقف بلند هرکجایی هستی به سلامت باشی. و دلت همواره محو شادی و تبسم باشد.

مهربانم،ای خوب؛ یاد قلبت باشد یک نفر هست که دنیایش را؛همه ی هستی و رویایش را به شکوفایی احساس تو پیوند زد و دلش میخواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد.

مهربانم ،ای خوب؛یک نفر هست که با تو،تک و تنها با تو پر اندیشه و شعر است و شعور؛پر احساس خیال است و سرور...

روزهای گرم تابستون داره کم کم تموم میشه و جاشو میده به قشنگی پاییز! پاییزی که هر وقت اسمشو میشنویم انگار یه نسیم خنک میاد و میره! پاییزی که باروناش مثال زدنیه!بارئنی که منو یاد تو می اندازه!

بارونی که وقتی زیرش وامیستی،وقتی قطرات قشنگش چیک چیک میکنه تو صورتت،تو هم انگار یه جورایی خدایی میشی!آخه این قطره های قشنگ از جای خوبی میان.ازون بالا.انگار یه جایی نزدیک به خدا!
شنیدی میگن زیر بارون آرزو کن؟؟!

زیر بارون آرزو ها قشنگن و انگار صدات زودتر به خدا میرسه.مژه
اولین بارون مشهدی امسالم تو همین ماه اتفاق افتاد. شه ری ور...!

ماهی که با شروعش یه حس و حال دیگه گرفت همه جا.یه حال و هوای دیگه پیدا کرد.دیگه خبری از گرمی هوا نبود.دیگه خبری از آفتاب سوختگی نبود.کم کم اون نسیم خنک پاییزی خودشو نشون داد.تو این ماه قشنگ که یه جورایی خاتمه تابستونه و ابتدای پاییز!

همیشه فکر میکردم چون تو این ماه خودم به دنیا اومدم اینقدر برام خواستنی شده!
اینقدر دوسش دارم.بچه که بودم حتی به خاطر خرید لباس فرم مدرسه،یادم میرفت که خودم تو این ماه به دنیا اومدم!
ولی دوسش داشتم!شهریور برام عزیز بودهمیشه!قلب

تا اینکه اون حس قشنگ رو تجربه کردم.تا اینکه یواش یواش یه حس کوچولو تو دلم جوونه زد.یادم میاد اون موقع ها،اون روزایی که تازه طعم شیرین عشق خودشو نشون میداد،بازم شهریور برام قشنگ و خاص بود.بازم یه ماه دوس داشتنی بود برام.

اسمشو که میشنیدم احساس غرور میکردم.تا اینکه تو یه اتفاق کوچولو فهمیدم تو هم به دنیا اومده همین ماهی! تو هم از جنس شهریور عزیزی،تو هم از جنس...خودمی!بغل

اون موقع بود که فهمیدم چرا اینقدر این ماه خاص بوده برام.چرا هرسال به این ماه که میرسیم دنیا و روزگار هم یه رنگ دیگه میگیره.حداقل برای خودم! برای دل کوچیک خودم!
از وقتی فهمیدم تو هم مث من به دنیا اومده این ماهی،هر سال جشن میگرفتم.
البته برای خودم و تو دل خودم!
برام قشنگ بود که تو ،6 سال قبل از من اونم با تفاوت 4 روز تو همین ماه به دنیا اومدی!!خیال باطل
فکرشو که میکردم ته دلم ذوق عجیبی داشتم.جشنی که میگرفتم تو دل خودم و فقط به یاد تو بود!حیف که خودت حضور نداشتی...ناراحت

ولی حالا،توی این تابستون،و توبی این ماه قشنگ کنارمی!و با حضور گرمت میخوام جشن بگیرم!می خوام این فاصله 4 روز هر روزش جشن باشه.برای هر دومون!قلبماچ
کمکم میکنی؟؟!4 روز جشن سور و سات زیادی داره ها!!چشمک

مجید مهربونم!همسفر لحظه ها و ثانیه هام!ممنونم که بهم ثابت کردی تو انتخابم اشتباه نکردم.قلب
ممنونم که بهم ثابت کردی عشق واقعی یعنی چی.بغل
ممنونم که بهم ثابت کردی اون همه صبر و حوصله الکی نبود.مژه
ممنونم که بهم ثابت کردی تو ارزش بهترین ها رو داری؛بهترین های دنیا رو...
حالا با تو و در کنار تو طعم شیرین خوشبختی چقدر مزه میده!
چقدر این لحظه ها قشنگن؛لحظه های شیرین با تو بودن...ماچ

میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم
20 شهریورت مبارک...!ماچقلب       

 

 

دوست دارم...